لحظه هايم بي تو پر از غم ميشود
از تمام شاديم كم ميشود
قلب من در يك غروب بي نشان
با نواي غصه همدم ميشود
اشكي از جنس بلور از جنس نور
همدم يك آه و يك دم ميشود
آسمان سينه ام در قلب شعر
مرغ تنهاي دو عالم ميشود
اين غزل يك قطره از باران بود
چونكه بر زخم تو مرهم ميشود
اين ترانه در شبي پر التهاب
هم صدا با قلب مژگان ميشود

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 9:33 توسط مجتبی |