پرسيد كه كار تو كدام است ?
گفتم كه جواب ناتمام است
اشعار نوشتنم غريزي ست
تصنيف نوشتنم مريضي ست
*
داني چه نشسته پشت پرده
بازار مرا مريض كرده
بازار حكيم و ما مريضيم
از دست حكيم كجا گريزيم ?
از نسخه ئ بد شفا نديديم
هر چند دوا گران خريديم
**
پرسيد كه نكته در كدا ...
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:18 توسط مجتبی |
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:17 توسط مجتبی |
بنام خالق زیبایی دوستان گرامی مارو فراموش کردید چرا دیگه نظر نمی گذارید ما با نظرهای شما شارژ می شویم امروز براتون شعرهای با حال دارم این پیش کش شب یلدا آن را که خزان بخز و کتان بگذشت ******* ما را که دی حادثه عریان بگذشت خوش باش صبا که در جهان بر تو و او******* آن هستی و نیستی بیکسان بگذشت مجید رستمی
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:6 توسط مجتبی |
خيلي سخته بي تو بودن بي تو از عاشقي خوندن
اين دل شکسته من خيلي دور از تو اي عزيزم
مي دوني عشق ميون من و تو مثل چي هستش؟
مثل گل توي يه گلدون که بي هم هستن پريشون
چه جوري کنه تحمل اين گلدون دوريش از گل
اگه پيش هم نباشن مي پوسن و زود مي پاشن
من هم مثل همين گلدون اگه تنها بمونم ميميرم اسون
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:42 توسط مجتبی |
بنام صافكار قلبهاي تصادفي
عشق يعني زيبايي معشوق و بينايي عاشق عشق را بسيار معني كرده اند عشق را بسيار بازي كرده اند عشق بايد ديد تا باور نمود عشق بايد داشت تا ظاهر نمود عشق يعني خود فنا كردن به دوست عشق يعني آتش اندرجان ولي گفتن زدوست عشق يعني خود نديدن بهر دوست
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:16 توسط مجتبی |
زندگی خالی است ان را پر کن
زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است ان را حل کن
زندگی یک تجربه است ان را مرور کن
زندگی یک مبارزه است قبول کن
زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن
زندگی یک سوال است ان را جواب بده
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن
زندگی دعا است ان را مرتب بخوان
زندگی درد است ان را تحمل کن
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:13 توسط مجتبی |
وقتي ميلي براي گفتن نيست.
وقتي رغبتي براي شنيدن نيست. وقتي ذوقي براي ديدن و شوقي براي زيستن نيست. پس چرا بايد بود؟ چرا بايد بود و نگريست دنيايي كه وفا ندارد؟ دنيايي كه همه دورنگي است وريا . همه كينه است وجفا. دنيايي كه در آن محبت مفقود شده و عشق اسير دنيايي كه در آن سهم عاشقان جز گريه نيست. چرا بايد بود و شنيد صداي انسانهايي را كه
از محبت حرف نمي زنند
و صداقت را پيشه خود نكرده اند؟ چرا بايد بود و گفت حرفهايي كه
گوش شنوايي براي آن نيست
واگر هم هست سرزنش به دنبال دارد؟ چرا بايد بود در حالي كه جدول زندگي
ما انسانها با كلماتي چون:
صداقت محبت علاقه دوستي يكرنگي و ايثار پر نمي شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:12 توسط مجتبی |
"تقدیم به درد دل های دل تنگ تو..."
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:10 توسط مجتبی |
کوله بارم سنگین جاده ها بی تابند جاده های متروک با دلم می نالند چه کند این دستم؟ آن یکی می ساید این یکی می خواهد که به جفت می بالد وچه نا شکر دلم همچنان می نالد برسرخیس و تنم همچنان می بارد برف را گویم که تنم می ساید وچقدر من دورم که دلم می داند که به راه رفته جای پا می ماند به امید رفتن پای ، دلم می راند جای پایم رمزی است این دلم می داند راه جبران بستم دم به دم می دانم فصل به فصلت دیدم بر سر کاشانم از زمستان خسته در ته ویرانم فصل بی فصلم من تا رسم کاشانم
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:7 توسط مجتبی |
چو سیبی از درخت دلکندن آموخت وهمچون از نسیم دلبردن آموخت به دریا و به موجی شکر آموخت حقیقت را چو سیبی سرخ آموخت دلی کندم از این دنیای وحشی به دریایم نسیمت موج آموخت که آبشاری پر غرور و ساده زی باش یک هویت از دلم این گونه آموخت به ابر و باد این طاق دل من به خطت تابش مهتاب آموخت نوشتی بر دلم با من همی باش بر این دیوانگی یک عشق آموخت
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:6 توسط مجتبی |
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم
به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي
دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي
ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها
منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه دنيا
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم
ببين بغض شكسته ام رو نمي گم ديره يا زوده
اگر چيزي برام مونده يه مشتي خاطره مونده
واسه اين عاشق ساده يه روز مثل خدا بودي
نمي دونست دل ساده كه خيلي بي وفا بودي
با اينكه دل بريدم من شكسته بال پروازم
هنوز هم توي اين غربت برات معناي آوازم
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 آذر1385ساعت 9:4 توسط مجتبی |
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:53 توسط مجتبی |
با تو هستم ای مسافر،ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت،منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل کوشه به گوشه تو رو یاد من میاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سردو بی صدا شکستی به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو برمی گردم از من این تویی همیشه ی من توی ایینه ی تقدیر با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سردو بی صدا شکستی 
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:52 توسط مجتبی |
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:45 توسط مجتبی |
اولین برنامه امروز برای ادد کردن بدون اجازه هست
با این برنامه شما می تونید بدون اجازه کسی که می خاین رو ادد کنید ![]()

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:45 توسط مجتبی |
صداقت يعني از مرز افق ها
به قصد ديدن رويت گذشتن
ميان كوچه هاي سبز احساس
به دنبال قدم هاي تو گشتن
نجابت يعني از باغ نگاهت
به رسم عاطفه يك پونه چيدن
ميان سايه روشن هاي احساس
ترا از پشت يك آئينه ديدن
دوچشمت سرزمين آرزوها
نگاهت داستان آشنايي ست
امان از آن زمان كه قلب عاشق
گرفتار خزان يك جداييست
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:41 توسط مجتبی |
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:38 توسط مجتبی |
اینترنت بدون کارت : user : 10 pass : 10 شماره اتصال : 9092303222 (دقیقه ای 5 تومان)
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 11:33 توسط مجتبی |