تقدیم به همه عاشقان دل سوخته

+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 20:15 توسط مجتبی |

+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 20:14 توسط مجتبی |

قلب همه عاشق ها............
+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 20:13 توسط مجتبی |
إنتهينا يا صديقى وانتهى زمن الوفاء
إفترقنا يا صديقى وانتهى عهد الصفاء
كان فى عينيك ودٌ ليصبح اليوم جفاء
أين راحت الامنيات والعهود والثناء
تعاهدنا ان تكون دوما لجرحى دواء
واليوم قد صرت انت ... أنت جرحى وانت الداء
فعذرا يا صديقى إن قلت .. إنتهى زمن الوفاء
ليس حزنى على صحبه إنتهت فى يو مٍ ما
لكن حزنى على قلبٍ لم يكن له ولاء
حزنى كان على عهدٍ خنته دون عناء
حزنى كان على صداقة لم تعرف معنى الأخاء
الوداع يا صديقى .. لصداقة فى زمن الشقاء
+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 20:9 توسط مجتبی |
ترکه ميخواسته بچه شو نصيحت كنه، بهش ميگه: چند سالته؟ بچه: هفده سال.ترکه: خاك بر سرت، الان هم سن و سالهاي تو، سي سالشونه
فيله به مورچه ميگه: تو گوش من چيكار داري؟ مورچه: اومدم گوش فيل بخورم! فيله: پول هم داري؟ مورچه: نه. فيله: پس برو پايين چس فيل بخور!
به غضنفر ميگن وبا اومده . ميگه چي چي آورده؟؟؟
ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بيهنر داده است
چرا تركها هميشه 18تايي به سينما ميروند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود
اگر در يك موسسه سطح بالا يك ترك ببينيد به او چه ميگوييد؟ يك بازديد كننده
+ نوشته شده در شنبه 9 دی1385ساعت 20:6 توسط مجتبی |
لحظه هايم بي تو پر از غم ميشود
از تمام شاديم كم ميشود
قلب من در يك غروب بي نشان
با نواي غصه همدم ميشود
اشكي از جنس بلور از جنس نور
همدم يك آه و يك دم ميشود
آسمان سينه ام در قلب شعر
مرغ تنهاي دو عالم ميشود
اين غزل يك قطره از باران بود
چونكه بر زخم تو مرهم ميشود
اين ترانه در شبي پر التهاب
هم صدا با قلب مژگان ميشود

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 9:33 توسط مجتبی |
این شعر آقا فرزاد برامون تو آرشیو نظرات گذاشته بود
تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 9:22 توسط مجتبی |
پرسيد كه كار تو كدام است ?
گفتم كه جواب ناتمام است
اشعار نوشتنم غريزي ست
تصنيف نوشتنم مريضي ست
*
داني چه نشسته پشت پرده
بازار مرا مريض كرده
بازار حكيم و ما مريضيم
از دست حكيم كجا گريزيم ?
از نسخه ئ بد شفا نديديم
هر چند دوا گران خريديم
**
پرسيد كه نكته در كدا ...
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:18 توسط مجتبی |
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:17 توسط مجتبی |
بنام خالق زیبایی دوستان گرامی مارو فراموش کردید چرا دیگه نظر نمی گذارید ما با نظرهای شما شارژ می شویم امروز براتون شعرهای با حال دارم این پیش کش شب یلدا آن را که خزان بخز و کتان بگذشت ******* ما را که دی حادثه عریان بگذشت خوش باش صبا که در جهان بر تو و او******* آن هستی و نیستی بیکسان بگذشت مجید رستمی
+ نوشته شده در سه شنبه 21 آذر1385ساعت 11:6 توسط مجتبی |